⭕️ "دین از ما یک فرایند خاص را میطلبد نه یک فرآوردة خاص."
✍️ مصطفی ملکیان
🔸دین از ما یک فرایند خاص را میطلبد نه یک فرآوردة خاص. یک موقع من به بچهام میگویم تو باید تا ده دقیقة دیگر به منزل فلان شخص برسی. اینجا برای من نتیجة کار و فرآورده مطلوب است. اما یک موقع هست که من میخواهم به بچهام طرز راهرفتن را یاد بدهم و نمیخواهم به جای خاصی برسد. چون برایم فرآیند مهم است.
🔸چیزی که اسلام از ما میخواهد این است که راهرفتنمان بر اساس صداقت و جدیّت باشد. شما اگر یک معلّم منصف باشید توقعتان از شاگردانتان این است که شما با صداقت و جدیّت در طول سال کسب علم کنید اما هرگز از آنها نخواهید خواست که در پایان سال همة نمرة بیست بگیرند چون میدانید آیکیو و قدرت فهم و بهرة هوشی و قوت حافظه و سرعت یادگیریشان به اندازة هم نیست. اگر ما بخواهیم همة انسانها به یک جا برسند، باید وقتی به دنیا میآیند همه از یک جا به راه افتاده باشند.
🔸یک معلم منصف هیچوقت نمیتواند به بچهها بگوید برای من مقصد مهم است و مقصد بیست است اما میتواند به قول مولانا به آنها بگوید: "سوی من میغیژ و میغیژ و بیا"
اسلام و هردینی هم از ما همین را میخواهد و طالب یک فرایند خاص است همراه با دو ویژگی صداقت و جدیت. یکی این که در زندگی جدی باشیم و آن را بازی تلقی نکنیم و دیگر این که قصد فریب خودمان و دیگران را نداشته باشیم.
قرآن میگوید: «انالذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا» (کسانی که مجاهده کنند و همهتوانشان را به کار ببندند(جدیت)، فینا: در راه حقیقت.)
بنابراین باید از تلقی دینی ما این نکته که شما حتماَ باید به جای خاصی برسید، حذف شود و به جای آن، این تلقی بیاید که شما باید خوب راه بروید.
🔸 تلقی دیگر که باید داشته باشیم این است که اسلام دوست دارد که فرد و جامعه اصلاح شوند اما هدف هر فردی باید فقط اصلاح خودش باشد. اگر هرفرد خودش را هرچه بیشتر اصلاح کند نتیجه این میشود که اطرافیان زیر تأثیر او اصلاح میشوند. اصلاح خویش باید تنها هدف باشد و اصلاح جامعه باید نتیجة زندگی باشد. هدف زندگی یک فرد مسلمان اصلاح خویش باید باشد. این همان است که از پیامبر نقل شده است که گفتهاند: «دعوت بکنید به حقیقت اما نه با زبانهایتان بلکه با عملتان.»
🔸ما متأسفانه تنها چیزی که در زندگیمان نیست اصلاح خود است و فقط ذرهبین را روی دیگران گذاشتهایم. کسانی که میبینید به نام اسلام بزرگترین جنایات را انجام میدهند و اسباب وهن اسلام شدهاند دلیلش این است یک بار به خودشان نمیپردازند و ذرهبین را روی خودشان نگذاشتهاند و بعد هم متمسک به اصل امر به معروف و نهی از منکر میشوند. درحالی که روز اولی که امر به معروف و نهی از منکر تشکیل شد، هرگز معنایش این نبود که تو مطلقاَ به خودت کار نداشته باشی و فقط ذرهبین داشتهباشی و مجرم و بزهکار پیدا کنی و امربهمعروف و نهیازمنکرشان کنی.
🔸از قول حضرت موسی در قرآن آمده است که: «لا املک الا نفسی و اخی»: (من فقط خودم و برادرم را میتوانم ضبط و مهار کنم.) بعضی از عرفا وقتی به این آیه میرسند میگویند «اخی» را هم موسی خیلی به جا نگفته. انسان فقط ضبط و مهار خودش را به عهده دارد. بعد از اصلاح شخص تأثیرش بر بقیه هم اتفاق میافتد. این که من خودم غوطهور در هزار مفسده و جرم و جنایت و گناهم اما هروقت تریبون به دستم میآید توبیخ و پرخاش میکنم، خلاف آن چیزی است که اسلام گفته است.
🔅متن سخنرانی استاد مصطفی ملکیان در کنگره والاپیامبر رحمت
- ۰۰/۱۰/۰۹